خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گلشن تویی بهار شکفتن به کام کیستشمشاد بنده تو رعونت غلام کیست
۲
بی جلوه خوشخرامی و بی خنده خوش نمکسرو و گل از تو بلبل و قمری به دام کیست
۳
مستی ندیده ام که سراغی نکره امیاران طلسم توبه شکستن به نام کیست
صفحهٔ ۱ از ۱