شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۸۴

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک سخن دارم دو عالم گوش بادساغر زهری کشیدم نوش باد
۲
جلوه پیرا گشته دور از چشم بدعالمی خمیازه آغوش باد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth