خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۱۹۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگاهش از دل ما بر سر نابود میرنجدچو خوی نازکی دیر آتشی شد زود میرنجد
۲
دماغ آشفتهام پروانه دیوانهای دارمبه یاد شعلهای میسوزد و از دود میرنجد
۳
برای خاطری چون غنچه پژمرده حیرانمکه چون بیند دل ما را غبارآلود میرنجد
صفحهٔ ۱ از ۱