شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به دل زگرمی عشقم هوس نمی گنجددر آتشی که منم خار و خس نمی گنجد
۲
ز بس که گشته ام از ذوق بیخودی لبریزدرون سینه تنگم نفس نمی گنجد
۳
دلیل راه اسیران عشق خاموشی استبه گوش شوق صدای جرس نمی گنجد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth