خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فلک بر کاردانیهای اهل هوش میخنددقضا چون در نبرد آید به جوشنپوش میخندد
۲
به رنگ موج پرواز کناری در بغل دارمکه بحر از شرطه بادش به صد آغوش میخندد
۳
ببین از جبهه یاقوت و سیمای صدف روشنفزاید قیمت آن را کز لب خاموش میخندد
صفحهٔ ۱ از ۱