خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۱۹
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر قصد طره سنبل چو زلفش تاب بر دارددرآید آفتاب از پا چو سر از خواب بر دارد
۲
به سیل گریه دادم در سر کویش دل خود رامگر غافل خیال گل کند از آب بردارد
صفحهٔ ۱ از ۱