خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۳۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دور از تو قدح شکوه صراحی گله دارداز حسرت لعلت دل جام آبله دارد
۲
تنها به دلی چشم تو راضی نشد از مندزدی است که سر در پی این قافله دارد
صفحهٔ ۱ از ۱
غزلیات ناتمام