خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که بیگانگی از خاطر آن گل گذردتا خیالش ز دل ما به تغافل گذرد
۲
نتوان داشت به زنجیر در آن انجمنمکه بجز حرف پریشانی کاکل گذرد
۳
غیر کاکل به سر او نشنیده است کسیکز سر سرو سهی سایه سنبل گذرد
صفحهٔ ۱ از ۱