شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۴۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشمت از هر گردشی بزم دگر آماده کردعکس رویت شیشه آیینه را پر باده کرد
۲
نسخه بینایی‌ای می‌خواست بهر روزگارمصلحت بینی که لوح خاطرم را ساده کرد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth