شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۶۲

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درها به روی ناز و تماشا گشاده انددل برده اند و در عوض آیینه داده اند
۲
بیش از دمی بر اهل هوس اعتماد نیستگر چون کمان خدنگ تو را سینه داده اند
۳
از من اسیر باده پرستی رواج یافتزهدم به غارت شب آدینه داده اند
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth