خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۷۱
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاکسترم را دود دل ابر بهاری می کنددر عالم یاد رخی آیینه تاری می کند
۲
چشمی که طعن مستیم بر هوشیاری می زندپنهان چرا در خاطرم پیمانه کاری می کند
۳
یاد فراغت می دهد خاکم به تاراج غبارآسودگی حشر مرا با بیقراری می کند
صفحهٔ ۱ از ۱