خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۸۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو را که از لب چون پسته قند میرویدنمک ز داغ من دردمند میروید
۲
ز آب دیده مجنون برای دفع گزندهنوز در ره لیلی سپند میروید
۳
ز بار منت نشو و نما گریزان استنهال همت عاشق بلند میروید
صفحهٔ ۱ از ۱