شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۸۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو را که از لب چون پسته قند می‌رویدنمک ز داغ من دردمند می‌روید
۲
ز آب دیده مجنون برای دفع گزندهنوز در ره لیلی سپند می‌روید
۳
ز بار منت نشو و نما گریزان استنهال همت عاشق بلند می‌روید
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth