شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۸۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر دل رمیده شد سفر چاک بیشترگر سر بریده شد خم فتراک بیشتر
۲
شرمندگی ز کینه احباب می کشمیک پرده مهربانی افلاک بیشتر
۳
حیرانیم به کعبه نظاره می بردآیینه تو شد نظر پاک بیشتر
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth