خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۲۹۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آبرو گر بایدت سرگشته چون خاشاک باشطره هر موج دریا گو خم فتراک باش
۲
کعبه مقصود خواهی خاکساری پیشه کنهمچو نقش پا در این ره دلنشین خاک باش
۳
بی جراحت سینه آیینه از بی جوهری استبهر زخم تیغ چون گوهر گریبان چاک باش
صفحهٔ ۱ از ۱