شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۰۰

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کوه صبرم کی ز فرمان تو سر پیچیده‌امپا به دامان تحمل تا کمر پیچیده‌ام
۲
کی حدیث شکوه می‌گوید لب اظهار منمن که درد ناوکش را در جگر پیچیده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth