خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیم گلچین که از مرغ چمن یا باغبان ترسمنسیم بی نیازم کی ز منع این و آن ترسم
۲
بود با شیوه هر مهربان منت فروشیهاهمه از دشمنان ترسند و من از دوستان ترسم
۳
اسیر از بیزبانی باشدم در سینه صافی تیغچرا بیهوده از شمشیر کین دشمنان ترسم
صفحهٔ ۱ از ۱