شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۳۵

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در سر هر مویم از جوش خیالت غلغلیهر نفس در سینه تنگم به یادت بلبلی
۲
تاب آن زلف پریشان از کجا آورده امعمرها بر خویش می سنجم ز تاب سنبلی
۳
گردش ساغر هلاک گلرخی یا نو خطیگردن مینا اسیر طره‌ای یا کاکلی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth