شعر را زندگی کن
خلوتی با حیدر شیرازی

فی عظمة الله و سلطانه

قصاید السبعه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پادشاهی که به شب خلق جهان را خواب داددست صنعش طره ی مشکین شب را تاب داد
۲
هر دم از دارالشفای شوق از بهر دوادردمندان را ز حکمت شکر و عناب داد
۳
چون به دست صنع خود خوان کرم می گستریداز خداوندی خود روزی شیخ و شاب داد
۴
ابر احسانش که عالم از کرم سیراب کردتشنگان عشق را دریای بی پایاب داد
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth