شعر را زندگی کن
خلوتی با حیدر شیرازی

شمارهٔ ۲۷ - و له ایضا

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمری است که در عشق تو بی صبر و قرارمآشفتگیی از شکن زلف تو دارم
۲
دین و دل و دنیا همه در کار تو کردمور جان طلبی، پیش تو حالی بسپارم
۳
بیزار مشو از من بازاری مسکینکز چنگ سر زلف تو بازاری زارم
۴
تا روی و خط و قد و بناگوش تو دیدمفارغ ز گل و سنبل و شمشاد و بهارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth