خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۲۹ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا! دل من چون دهن تنگ تو تنگ استپشتم ز خیال سر زلف تو چو چنگ است
۲
پای دلم از بهر تو در بحر محیط استکام دلم از کام تو در کام نهنگ است
۳
بر حال من زار جگرخوار نبخشیآن دل که تو داری مگر از آهن و سنگ است
۴
خونم بخوری، دل ببری، چهره بپوشیای ماه پری چهره نگویی که چه ینگ است
صفحهٔ ۱ از ۲