خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۳۱ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من عاشق آن سنگدلِ تنگدهانمدلبستهٔ آن پستهٔ شیرین فلانم
۲
خواهم که برش بَرْ بَرِ چون سیم بسایمخواهم که لبش بر لب شیرین برسانم
۳
آیا بُوَد آن روز که در مجلس شادیبنشینم و در صحبت خویشش بنشانم
۴
گه بوسه دهم بر لب شیرین چو قندشگه کام دل از پستهٔ تنگش بستانم
صفحهٔ ۱ از ۲