خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۴۰ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتم چو ساغر یاقوت ناب میگیردگل از حرارت می در گلاب میگیرد
۲
از آن نفس که بدیدم به خواب چشم خوشتگمان مبر که مرا بیتو خواب میگیرد
۳
مگر ز روی تو یک ذره میشود پیداکه مه هلال شد و آفتاب میگیرد
۴
فروغ چهرهٔ خوبت که آب رویم بردچه آتشی است که در شیخ و شاب میگیرد
صفحهٔ ۱ از ۲