شعر را زندگی کن
خلوتی با حیدر شیرازی

شمارهٔ ۴۹ - و له ایضا

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به حسرت از قفس سینه مرغ جان برودچو از برابرم آن یار دلستان برود
۲
به یکدم از سپر نه سپهر درگذرددمی که ناوک آه من از کمان برود
۳
بیا بیا و دمی در کنار من بنشینکه گر دمی بنشینی غم از میان برود
۴
شود چو زلف سیاه تو دیده ها تاریکچو نور روی تو از چشم عاشقان برود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth