شعر را زندگی کن
خلوتی با حیدر شیرازی

شمارهٔ ۵۵ - و له ایضا

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به حرف من چو نهاد این زمان نگار انگشتبه اشک دیدهٔ خونین کنم نگار انگشت
۲
بگفتم از لب شیرین مرا بده کامینهاد بر لب شیرین آبدار انگشت
۳
محقق از خط ریحان یار رشک برددر آن زمان که نویسد خط غبار انگشت
۴
از آن زمان که تو از دست من به در رفتیهمی‌گزیم به دندان هزار بار انگشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth