خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۶۹ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا کی من سرگردان در عشق تو درمانم؟ای عشق تو در جانم، وی درد تو درمانم!
۲
خواهم که به کام دل در پیش تو بنشینمخواهم که مراد جان از لعل تو بِستانم
۳
از تیغ تو مجروحم گر خود چو سیاووشموز دست تو افتادم گر رستم دستانم
۴
از سینهٔ چون سیمت وز دیدهٔ شوخ توبا سینهٔ بریانم، با دیدهٔ گریانم
صفحهٔ ۱ از ۲