خلوتی با ملا احمد نراقی
بخش ۸۲ - حکایت مدرسی که به جهت حضور شخصی که او را عالم تصور کرد درس نگفت
مثنوی طاقدیس
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جمله شاگردانش اندر حاشیهبود او چوپان و ایشان ماشیه
۲
از در آمد ناگهان با کش و فشیک هیولایی موقر شیخوش
۳
بر سرش عمامهای چون گرز سامدر برش هم جبهای کافور فام
۴
آمد از در چست و بر مسند نشسترنگ از روی مدرس رخت بست
صفحهٔ ۱ از ۷