خلوتی با ملا احمد نراقی
بخش ۱۰۳ - حکایت زبون شدن پلنگ در دست آدمیزاد
مثنوی طاقدیس
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن شنیدهستی پلنگی شیرگیرآمد از کهسار سیل آسا به زیر
۲
ناگهانش گربهای آمد به پیشگربهای زار و نحیف و سینه ریش
۳
گربهای بس لاغر و بی تاب و توشگربهای عاجز چو پیش گربه موش
۴
گفت با گربه پلنگ زورمندکاینچنین زار از چئی ای مستمند
صفحهٔ ۱ از ۲۵