شعر را زندگی کن
خلوتی با ملا احمد نراقی

بخش ۱۰۹ - در بیان منع کردن مجنون فصاد را که نشتر به بدن لیلی می رسد

مثنوی طاقدیس

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از قضا مجنون ز تب شد ناتوانفصد فرمودی طبیب مهربان
۲
آمد آن فصاد و پهلویش نشستنشتری بگرفت و بازویش ببست
۳
گفت مجنون با دو چشم خون چکانبر کدامین رگ زنی تیغ ای فلان
۴
گفت این رگ گفت از لیلی پر استاین رگم پرگوهر است و پر دُر است
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth