شعر را زندگی کن
خلوتی با ملا احمد نراقی

بخش ۱۱۱ - حکایت شوریده ای که به کلیسای نصاری رفت

مثنوی طاقدیس

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود یک شوریده در شهر هریاز بد و از نیک این عالم بری
۲
رسته‌ای از دام ننگ و قید و نامخودپرستی را به خود کرده حرام
۳
گاهگاهی در خراباتش گذرگاه دیگر میکده او را مقر
۴
خلوت او سر دم رندان پاکمنزل او محفل هر سینه چاک
صفحهٔ ۱ از ۲۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth