خلوتی با ملا احمد نراقی
بخش ۱۸۸ - تاجری که همه سرمایه ی خود را بوق حمام خرید
مثنوی طاقدیس
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این حکایت کرد روزی راستیکان بعینه نقد جان ماستی
۲
گفت در قزوین مرا یک بار بودبا منش انس و صفا بسیار بود
۳
سالها بودیم با هم آشنامتحد جانمان و تنهامان جدا
۴
چشممان روشن به روز از روی همبزممان گلشن به شب از بوی هم
صفحهٔ ۱ از ۷