خلوتی با ملا احمد نراقی
بخش ۲۰۵ - حکایت مرد روستایی ساده که تخم منار کاشت
مثنوی طاقدیس
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روستایی از دهی آمد به شهردید شهری هر طرف با زیب و فر
۲
دید بازار و دکان و چارسویهم در آن میدانها پر هایهوی
۳
چشم او افتاد ناگه بر مناربرکشیده سر به آن نیلی حصار
۴
نیم راهش منزل تیر نگاهزان نگه هم از سر افتادی کلاه
صفحهٔ ۱ از ۲۳