خلوتی با ملا احمد نراقی
بخش ۲۲۰ - بی نوایی که عاشق دختر پادشاه شد
مثنوی طاقدیس
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بود در شهری فقیری خارکنتیشهای بودش ز دنیا و رسن
۲
بینوایی خالیاش از کف کفافخاک فرشش بود و گردونش لحاف
۳
نی جمیل و نی حسیب و نی نسیبنی جمال و نی کمال او را نصیب
۴
بهرهاش از حق وجودی بود و بساز همه اکوانش بودی بود و بس
صفحهٔ ۱ از ۳۲