شعر را زندگی کن
خلوتی با ملا احمد نراقی

فصل - نکات و دقایق باطنی سخاوت

باب چهارم

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اشاره شد به اینکه بذل و عطائی که لازم صفت جود و سخاوت است شامل اموری چند است که بعضی از آنها واجب و برخی مستحب است و در خصوص فضل و ثواب هر یک از آنها اخباری وارد شده، و هر کدام را آداب و شرایط ظاهریه و نکته و دقایق باطنیه ای است و شرایط ظاهریه آنها در کتب فقه مذکور است.
۲
و در اینجا اشاره به بعضی از آداب و نکته های باطنیه آنها می کنیم لهذا می گوییم که عطاهای واجبه چند چیز است:
۳
اول: زکاه: و آن از همه عطایا اهم، و بر جمیع صدقات، مقدم است گلشن مکنت و ثروت را آب جاری، و کشت زار آمال اهل زراعت و تجارت را نسیم بهاری است خزینه اموال متمولین را از دستبرد دزدان حوادث پاسبان، و دیوار غنا و بی نیازی را از صدمه احتیاج و پریشانی پشتیبان و از این جهت آیات و اخبار بی پایان در مدح دهنده زکاه، و ذم تارک آن وارد شده است.
۴
و حق سبحانه و تعالی در مواضع متعدده از قرآن، آن را قرین نماز ساخته و در مذمت تارکین زکاه فرمود: «و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم یوم یحمی علیها فی نار جهنم فتکوی بها جباههم و جنوبهم و ظهورهم هذا ما کنزتم لأنفسکم فذوقوا ما کنتم تکنزون» مجمل معنی آنکه «کسانی که طلا و نقره را جمع میکنند و در راه خدا صرف نمی نمایند مژده ده ایشان را به عذابی دردناک، در روزی که آنها را سرخ کنند در آتش و با آنها داغ کنند پیشانیها و پهلوها و پشتهای ایشان را و بگویند که اینها چیزی است که برای خود جمع کردید پس بچشید آنها را» و حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که «چون مردم زکاه خود را منع کنند، زمین نیز برکات خود را منع می کند» و از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام مروی است که «هر که زکاه نقد خود را نداده باشد در روز قیامت خداوند عالم او را در بیابانی هموار، محبوس می فرماید و ماری بسیار عظیم بر او مسلط می سازد، که در دنبال او می دود و او را از آن مار می گریزد و چون می بیند که از دست او خلاصی ندارد، دست خود را به دهان او می دهد آن مار دست او را مانند ترب می خاید پس طوقی می شود و به گردن او می پیچد و این است که خدای تعالی می فرماید «سیطوقون ما بخلوا به یوم القیمه» و هر صاحب شتر یا گوسفند یا گاوی که زکاه آن را نداده باشد خدای او را در روز قیامت در صحرای همواری محبوس کند و هر حیوان سم داری او را پایمال نماید و هر صاحب نیشی او را بگزد و هر صاحب زراعتی، از خرما یا انگور یا غله که زکاه آن را نداده باشد خدای تعالی زمین آن را تا هفت طبقه طوق کند و برگردن او افکند» و نیز آن حضرت فرمود که «هر که یک قیراط از زکاه خود را منع کند، نه مومن است و نه مسلمان» و فرمود که «هیچ کس فقیر نشد و گرسنه نگشت و برهنه و محتاج نماند مگر به واسطه گناه مالداران، که زکاه خود را ندادند و حق است بر خدا که رحمت خود را منع کند از هر که حق خدا را در مال خود منع کند و قسم به آن خدائی که خلق را آفرید و ایشان را روزی داد، که هیچ مالی در صحرا یا دریا ضایع نشد مگر به ندادن زکاه آن» و فرمود که «زکاه دادن، چیزی نیست که باید صاحب آن را مدح کرد، بلکه آن چیزی است که به واسطه آن داخل اهل اسلام می شود و خون او محفوظ می گردد» و از این گونه تهدیدات و تشدیدات در حق مانعین زکاه در کتاب خدا و اخبار ائمه هدی علیه السلام بسیار است و با وجود اطلاع بر آنها، ادای زکاه را سهل انگاشتن، و از مالی که چند روزی به رسم امانت در تصرف کسی خواهد بود اندکی را از مالک حقیقی آن دریغ داشتن، با دعوای مسلمانی مشکل تواند جمع شد و چی بی شرم و بی سعادت کسی که می داند روزی که پا به عرصه وجود گذاشت از ملک و مال دنیا هیچ نداشت و اکنون آنچه دارد و خود را مالک آن پندارد همه آن داده خدا است و سعیی که خود در تحصیل آن کرده، آن نیز به توفیق و یاری جناب باری بوده.
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth