خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۳۰ - رفتن خسرو به خشم از پیش شیرین
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو خسرو دیدکان سرو سمنبردلی دارد به بر از سنگ سختر
۲
ره و رسم وفاداری نپویدهمه همچون دل خود سخت گوید
۳
چو زلفش یک زمان بر خود بپیچیدسرشکی چند از مژگان ببارید
۴
پس آنگه خاست از مجلس چو آتشبه قهر و خشم گفتا وقت تان خوش
صفحهٔ ۱ از ۷