خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۴۲ - آگاه شدن خسرو از احوال فرهاد
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو از فرهاد خسرو آگهی یافتدلش چون کوره آهنگری تافت
۲
چنان زآن آتش غیرت برافروختکه قهرش تا به مغز استخوان سوخت
۳
به حالش ظاهرا یک دم بخندیدولی در اندرون چون مار پیچید
۴
نفس می زد گهی سخت و گهی نرمولی چون سیخ کز آبش بود گرم
صفحهٔ ۱ از ۱۳