خلوتی با سلیمی جرونی
بخش ۵۹ - پشیمان شدن شیرین و رفتن عقب خسرو و مجلس نهادن
شیرین و فرهاد
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخن پرداز مجلس این چنین گفتکه چون پرویز از شیرین برآشفت
۲
شد اندر خشم و از وی روی برتافتچرا کز وی همه بی عزتی یافت
۳
گرفت از پای قصر او، سر خویشروان آمد به سوی لشکر خویش
۴
و زان غم شد دل شیرین پر از دردبه اشک سرخ بنشست و رخ زرد
صفحهٔ ۱ از ۱۱