شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باور نکنی گر غم دل گفتن ما رابین از اثر اشک به خون خفتن ما را
۲
صد بار بهار آمد و یکبار ندیدندمرغان مصیبت زده بشکفتن ما را
۳
در زندگی از بسکه گرانجانی ما دیدحاضر نبود مرگ پذیرفتن ما را
۴
رفت از بر من گرچه رهش با مژه رفتمره رفتن او بنگر و ره رفتن ما را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth