خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر لحظه مزن در، که در این خانه کسی نیستبیهوده مکن ناله، که فریادرسی نیست
۲
شهری که شه و شحنه و شیخش همه مستندشاهد شکند شیشه که بیم عسسی نیست
۳
آزادی اگر میطلبی غرقه به خون باشکاین گلبن نوخاسته بیخار و خسی نیست
۴
دهقان رهد از زحمت ما یک نفس اماآن روز که دیگر ز حیاتش نفسی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳