خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگاریست که در دشت جنون خانه ماستعهد مجنون شد و دور دل دیوانه ماست
۲
آنکه خود سازد و جان بازد و پروا نکنددر بر شمع جهانسوز تو پروانه ماست
۳
هست جانانه ما شاهد آزادی و بسجان ما در همه جا برخی جانانه ماست
۴
شانه ای نیست که از بار تملق خم نیستراست گر هست از این بار گران شانه ماست
صفحهٔ ۱ از ۲