شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روزگاریست که در دشت جنون خانه ماستعهد مجنون شد و دور دل دیوانه ماست
۲
آنکه خود سازد و جان بازد و پروا نکنددر بر شمع جهانسوز تو پروانه ماست
۳
هست جانانه ما شاهد آزادی و بسجان ما در همه جا برخی جانانه ماست
۴
شانه ای نیست که از بار تملق خم نیستراست گر هست از این بار گران شانه ماست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth