خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این ستمکاران که میخواهند سلطانی کنندعالمی را کشته تا یک دم هوسرانی کنند
۲
آنچه باقی مانده از دربار چنگیز و نِرُنبار بار آورده و سر بار ایرانی کنند
۳
جشن و ماتم پیش ما باشد یکی چون بره راروزگار جشن و ماتم هردو قربانی کنند
۴
روز شادی نیست در شهری که از هر گوشهاشبینوایان بهر نان هرشب نواخوانی کنند
صفحهٔ ۱ از ۲