شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز شور و شر از چشم سیاه تو نریزداِلّا خطر از تیر نگاه تو نریزد
۲
آهسته بزن شانه بر آن زلف پریشانتا جمع دل از طرف کلاه تو نریزد
۳
کانون شدی ای سینه مگر کز شرر دلجز اخگر غم ز آتش آه تو نریزد
۴
تا در خم می از پی توبه نکنی غسلای شیخ گنهکار گناه تو نریزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth