خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عمریست کز جگر، مژه خوناب میخورداین ریشه را ببین ز کجا آب میخورد
۲
چشم تو را به دامن ابرو هرآنکه دیدگفتا که مست، باده به محراب میخورد
۳
خال سیه به کنج لب شکرین تستیا هندویی که شیره عناب میخورد
۴
دل در شکنج زلف تو چون طفل بندبازگاهی رود به حلقه و گه تاب میخورد
صفحهٔ ۱ از ۲