خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر از دو روز عمر مرا یک نفس بمانددر انتظار ناجی فریادرس بماند
۲
هرکس ببرد گوی ز میدان افتخارجز فارس را که فارس همت فرس بماند
۳
دل میتپد به سینه تنگم ز سوز عشقچون مرغ بیپری که به کنج قفس بماند
۴
در انتظار یار سفر کرده سالهاستچشمم به راه و گوش به بانگ جرس بماند
صفحهٔ ۱ از ۲