خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۲۶۶ - یعنی کشک
رباعیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
موقعی که یکی از دوستان فرخی (آقای رضای گلشن یزدی) برای خداحافظی نزد وی رفته بود از مرحوم فرخی می پرسد که اگر در یزد فرمایشی دارید انجام دهم. فرخی در جواب می گوید قلم را از جیب در بیاور و یادداشت کن تا بگویم و رباعی ذیل را بالبداهه گفت:
۲
ای آنکه ز جود تست دریا در رشکافلاک همی گرید و میریزد اشک
۳
اولاد بنی آدم و با این همه جودشرمنده احسان توام یعنی کشک
۴
آقای گلشن پس از نوشتن رباعی بدون توجه به مقصود فرخی گله می کند. فرخی جواب می دهد، منظور اهانت نبود، بلکه منظور فرستادن کشک یزدی می باشد که در تهران مطلوب و کمیاب است و به مناسبت شعر لفظ کشک گفته شده که کشک یزدی بفرستی.
صفحهٔ ۱ از ۱