شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۱ - مسمط

دیگر سروده‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبِ دوشین که شبی بود شبیهِ شبِ قدرهمچو نوروز درآمد ز در آن سمین‌صدر
۲
ابرویش بود به رخ همچو هلالی درِ بدربر خَدَش زلف چو آویخته صدقی با عذر
۳
در خطش لعل چو آمیخته سَم با تریاق
۴
آمد از مهر چه آن ماه رخ چهارده‌سالداشت بر چهره نکو خالی و در پا خلخال
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth