خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شعلهور چون برق خواهم بی تو آه خویش راتا کنم زان چارهٔ روز سیاه خویش را
۲
نیست ناز و غمزه در فرمان او چون خسرویکز خرابی منع نتواند سپاه خویش را
۳
شکوهٔ او جرم ما وین جرم را دل عذر خواهتا چه سان خواهیم عذر عذرخواه خویش را
۴
بس که باشد مایل خود شرم را بندد به خویشکافگند بر خویشتن دایم نگاه خویش را
صفحهٔ ۱ از ۲