شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلم ز سینه برون رفت و جان بود تنهاچو بلبلی به قفس از هم آشیان تنها
۲
به یاری تو کنونم کشد خوشا وقتیکه بود دشمن جان من آسمان تنها
۳
اگر به کشتن خلق جهان چنان کوشیهمین تو جان جهان مانی و جهان تنها
۴
صداقت دگرش هست جز دمیدن خطگل مرا نبود موسم خزان تنها
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth