شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرامنتی در دل نهاد این مرگ مستعجل مرا
۲
بارها دل بر وفای خوبرویان بسته امباز می خواهم که داند هر کسی عاقل مرا
۳
نفگند از دور هرگز ناوکی بر سینه امتا بماند یادگار شست او در دل مرا
۴
ز آب چشم خویش می بستم ره این کاروانگردو گامی ضعف بگذارد پی محمل مرا
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth