خلوتی با سحاب اصفهانی
شمارهٔ ۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز و شب می نالم از بخت بد و چشم پر آبزانکه او را نیست بیداری و این را نیست خواب
۲
غیر یار دلستان من که جایش در دل استکس ندیدم خانه ی خود را چنین خواهد خراب
۳
نیستم آگه ز دل می دانم از خون کسی استدست سیمینی نگارین چهره زردی خضاب
۴
شاهد ما پرده بردارد زروی کار خلقگرز روی دل فریب خویش بردارد نقاب
صفحهٔ ۱ از ۲