شعر را زندگی کن
خلوتی با سحاب اصفهانی

شمارهٔ ۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا زهر صید نه در دام تو غوغایی هستمیتوان گفت که خوش تر زچمن جایی هست
۲
گرچه خواهند از او داد من، اما نتوانبی سبب کشته شد امروز که فردایی هست
۳
با وجودم به دلی غم نه و تا من هستمغم نداند که به غیر از دل من جایی هست
۴
جان به کف دارم و دانم به کلافی ندهندیوسفی را که به هر گوشه زلیخایی هست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth